English | Persian
  امروز: جمعه ٢٧ مرداد ١٣٩٦  
وبلاگ  |  زندگینامه  |  پیشینه کاری   |  پروژه کیش   |  دیدگاهها   |  فعالیتهای فرهنگی اجتماعی   وب سایت   لینک ها
 
     عرفاني بر بستر بيماري 88/07/27

بمناسبت سالگرد درگذشت زنده یاد امیر حسین عرفانی

 

عرفانی بر بستر بیماری

 

           دوستان مشترکمان در دهه 1360 بخوبی امیر حسین عرفانی را بیاد دارند .عرفانی در همه شرایط علاوه بر اینکه از  آرامش روحی وحسن سلوک برخوردار است، ابتکارها و خلاقیت هایش در زمینه های اجرائی و اقتصادی که او را  پیشرو و اهل توسعه معرفی می کرد همیشه زبانزد دوستان بود.او درهر کجا که فرصت می یافت تحولی  ایجاد وطرحی نو درمی انداخت. تاسیس شرکت قاسم ایران وتبدیل آن به یکی از بزرگترین شرکت های پخش در ایران اولین تلاش او بود. ابتکارهای او در شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران ،طرحهای اقتصادی او در اداره کل هماهنگی امور اجرائی نخست وزیری و تحولات اقتصادی او در سازمان عمران کیش بویژه در زمینه توسعه صید و صیادی همیشه ماندگار است. بیاد دارم که علیرغم همه خوش فکری ها و طرح های ابتکاری او با مخالفت های تنگ نظرانه ای مواجه می شدیم  که مانع از به ثمر رسیدن طرحهای او می شد.آقای عرفانی با همه اشتیاقی که به خدمت درسطح ملی داشت متاسفانه افکار عقب افتاده وکوته نظرانه نگذاشت از فکراین انسان  خلاق ومبتکر بنفع کشور استفاده شود.

     ولی از اینکه او نمی توانست فردی ساکن باشد تصمیم گرفت تا با تنی چند از دوستانش فعالیت هایش را بصورت خصوصی ادامه دهد که با توجه به تلاش ها وکوشش هایش  انسانی بسیار موفق است.   

     اما هم اکنون آقای عرفانی ناباورانه در بستر بیماری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان پارسیان بستری است و نیازمند دعای شفابخش دوستان است. امید است بطور ویژه شفایش را از پروردگار طلب کنیم.

 

       یزدان پناه 27 مهر 1388 تهران.

عکس ها

تهران -بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان پارسيان





27 مهر 1388 تهران بیمارستان پارسیان





دکتر فرزین برزویه متخصص مغز و اعصاب در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان پارسیان بامداد چهارشنبه 29مهر 1388





التماس دعا





.





 
نظرها

   الهام ،   تهران88/07/28
خدايا تمام اسيران تخت را رهايي ببخش
خداوند در روز قیامت به بنده اش می گوید:«چرا هنگامی که بیمار شدم به عیادت نیامدی؟!» آن بنده اظهار می کند و می‌گوید« خداوندا تو منزهی از اینکه بیمار شوی»، و خداوند می فرماید «بنده مؤمنم بیمار شد و تو از او عیادت نکردی. اگر به دیدار او می رفتی مرا آنجا می‌یافتی.»



   . ،   .88/07/28
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند



   فاطمه ،   تهران88/07/29
امیدوارم دوباره ایشون رو سالم و سلامت ببینیم



   عبداله جابر انصاری ،   تهران88/07/29
سلام
خبر بیماری اقای عرفانی بسیارناراحت کننده وتاسف باربود عجب دنیای بی ارزشی داریم کی فکروشو می کرد مردی پر تحرک وبا نشاط وخستگی ناپذیری این گونه دربستربیماری باشد ازخداوند مننان ارزوی سلامتی وشفای ایشان را خواهنم




   . ،   کانادا88/07/29
salam,
az khabare bimariye aghaye Erfani besyar narahat shodam.
aya dalile bimariye ishan moshakhas shodeh ast ya na?
az khodavande mannan arezooye shafaye ajel dirim baraye in marde tavanmand.
Maryam



   ايران ،   تهران88/07/29
زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست

هركسي نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پيوسته به جاست

خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد



   محسن هاشمی ،   کرج88/07/30
جانم فدای دوست که دل نیست قابلش باید برای هدیه سری دست و پا کنیم

با دلی پراز امید ازخدای متعال خواستیم تا شفای کامل عنایت فرماید انشالله و دل نزدیکان جناب آقای عرفانی را به سلامتی ایشان شاد گرداند الهی آمین

با تشکر و آرزوی توفیق روز افزون برای آقای مهندس یزدان‌پناه که همیشه یارو غمخوار دوستان بوده‌اند و در سختیها رفقا را در می‌یابند



   . ،   .88/07/30
امروز 30 مهر - آقای عرفانی هفته قبل چهارشنبه مورد جراحی سنگ صفرا قرار می گیرد پس از عمل جراحی و خروج از ریکاوری و دقایقی پس از استقرار در بخش مراقبتهای ویژه دچار ایست قلبی می شود. پس از عمل احیاء به کما می رود ، که امید است با دعای دوستان در روزهای آتی شاهد بر گشت ایشان به حالت عادی باشیم. دوستان و بستکان آقای عرفانی دلیل بروز چنین مشکلی را عدم مراجعه به موقع برای این عمل میدانند زیرا زمانی به بیمارستان مراجعه می شود که شدت درد طاقت فرسا بوده است وقوی ترین مسکن ها هم کار ساز نبوده است.



   . ،   .88/07/30
آقای دکتر برزویه دیروز در ویزیت آقای عرفانی و مطالعه پرومده ایشان اظهار امیدواری کرد که امید زیادی به برگشت ایشان از کما وجود دارد .این اظهار نظر موجب خوشحالی و امیدواری همه اطرافیان آقای عرفانی شد.



   حسین اللهیاری ،   تهران88/08/01
همکاران ایشان درشرکت بازرگانی ملت وشرکت فن نیرویک روز درشرکت برای سلامتی ایشان دعای توسل برگزارکردندوسه شب(28مهرماه)رادرجمکران تاصبح به دعاومناجات برای بازگشت سلامتی این مردبزرگ وکارآفرین وکوشاگزراندند.همه مابه دیداردوباره این فرزندعزیزایران زمین به عرصه کاروتلاش ومجاهده امیدبسیارداریم.



   hava ،   iran88/08/01
be sorate ye tarfe be halgeye darman vaslesh mikonam omidvaram javab bede



   ايران ،   تهران88/08/02
يادمان باشد
فقط محبت را تكرار كنيم!!
iran hava



   ايران ،   تهران88/08/02
وگرنه يكي مثل مهندس يزدان پناه پيدا ميشه و پاكمون ميكنه!!!



   فروغ‌الزمان فرخزاد عراقی ،   تهران88/08/03
کسی به فکر گل ها نیست
کسی به فکر ماهی ها نیست
کسی نمی خواهد
باورکند که باغچه دارد می میرد
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود
و حس باغچه انگار
چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست
حیاط خانه ما تنهاست
حیاط خانه ی ما
در انتظار بارش یک ابر ناشناس
خمیازه میکشد
و حوض خانه ی ما خالی است
ستاره های کوچک بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاک می افتد
و از میان پنجره های پریده رنگ خانه ی ماهی ها
شب ها صدای سرفه می آید
حیاط خانه ی ما تنهاست
پدر میگوید
از من گذشته ست
از من گذشته ست
من بار خود رابردم
و کار خود را کردم
و در اتاقش از صبح تا غروب
یا شاهنامه میخواند
یا ناسخ التواریخ
پدر به مادر میگوید
لعنت به هر چی ماهی و هر چه مرغ
وقتی که من بمیرم دیگر
چه فرق میکند که باغچه باشد
یا باغچه نباشد
برای من حقوق تقاعد کافی ست
مادر تمام زندگیش
سجاده ایست گسترده
درآستان وحشت دوزخ
مادر همیشه در ته هر چیزی
دنبال جای پای معصیتی می گردد
و فکر می کند که باغچه را کفر یک گیاه
آلوده کرده است
مادر تمام روز دعا می خواند
مادر گناهکار طبیعی ست
و فوت میکند به تمام گلها
و فوت میکند به تمام ماهی ها
و فوت میکند به خودش
مادر در انتظار ظهور است
و بخششی که نازل خواهد شد
برادرم به باغچه می گوید قبرستان
برادرم به اغتشاش علفها می خندد
و از جنازه ی ماهی ها
که زیر پوست بیمار آب
به ذره های فاسد تبدیل میشوند
شماره بر می دارد
برادرم به فلسفه معتاد است
برادرم شفای باغچه را
در انهدام باغچه می داند
او مست میکند
و مشت میزند به در و دیوار
و سعی میکند که بگوید
بسیار دردمند و خسته و مایوس است
او نا امیدیش را هم
مثل شناسنامه و تقویم و دستمال و فندک و خودکارش
همراه خود به کوچه و بازار می برد
و نا امیدیش
آن قدر کوچک است که هر شب
در ازدحام میکده گم میشود
و خواهرم که دوست گلها بود
و حرفهای ساده ی قلبش را
وقتی که مادر او را میزد
به جمع مهربان و ساکت آنها می برد
و گاه گاه خانواده ی ماهی ها را
به آفتاب و شیرینی مهمان میکرد ...
او خانه اش در آن سوی شهر است
او در میان خانه مصنوعیش
با ماهیان قرمز مصنوعیش
و در پناه عشق همسر مصنوعیش
و زیر شاخه های درختان سیب مصنوعی
آوازهای مصنوعی میخواند
و بچه های طبیعی می سازد
او
هر وقت که به دیدن ما می آید
و گوشه های دامنش از فقر باغچه آلوده می شود
حمام ادکلن می گیرد
او
هر وقت که به دیدن ما می آید
آبستن است
حیاط خانه ما تنهاست
حیاط خانه ما تنهاست
تمام روز
از پشت در صدای تکه تکه شدن می آید
و منفجر شدن
همسایه های ما همه در خاک باغچه هاشان به جای گل
خمپاره و مسلسل می کارند
همسایه های ما همه بر روی حوض های کاشیشان
سر پوش می گذارند
و حوضهای کاشی
بی آنکه خود بخواهند
انبارهای مخفی باروتند
و بچه های کوچه ی ما کیف های مدرسه شان را
از بمبهای کوچک
پر کرده اند
حیاط خانه ما گیج است
من از زمانی
که قلب خود را گم کرده است می ترسم
من از تصور بیهودگی این همه دست
و از تجسم بیگانگی این همه صورت می ترسم
من مثل دانش آموزی
که درس هندسه اش را
دیوانه وار دوست میدارد تنها هستم
و فکر میکنم که باغچه را میشود به بیمارستان برد
من فکر میکنم ...
من فکر میکنم ...
من فکر میکنم ...
و قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
و ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی میشود




   يزدان پناه ،   تهران88/08/03
با توجه به عیادت آقای عرفانی در عصر دیروز - امروز صبح تاب نیاوردم و به بیمارستان رفتم، آقای اسلامی ؛ پسر و برادر آقای عرفانی پشت در ICU بودند. دقایقی با هم صحبت کردیم. نگرانی از وضع امیر حسین را نمی شد پنهان کرد زیرا بیش از 10 روز است که در کما بسر می برد. اقای اسلامی با توجه به صحبت هائی که با پزشکان داشته اند گفتند مشکل اصلی بیماری آقای عرفانی هم اکنون لوزالمعده است که آسبب دیده است و این بیماری از بیماری های سرکشی است که قابل پیش بینی نیست و هر آن می تواند مشکل آفرین باشد .آما با توجه به بدن سالم وعاری از هر گونه آلودگی آقای عرفانی تا کنون توانسته در مقابل این بیماری دوام بیاورد. پزشکان تلاش خود را کرده اند از این مرحله به بعد دعای دوستان و لطف و اراده خداوند است که می تواند بر بیماری فائق آید. التماس دعای ویژه



   آريا ايران پرست ،   تهران88/08/04
سلام بر مهندس يزدان پناه
ببخشيد يه سوالي در مورد عكس روز داشتم؟!
داستان جوجه اردك زشت بين جوجه اردك هاي زرد و زيبا رو حتما" شنيديد
اما اين دفعه جوجه اردك زيبا بين جوجه اردكهاي زشت!!!!!!!!
پس راسته كه ميگن زمونه برعكس شده؟!!



   محمد رضا یزدان پناه ،   تهران88/08/05
جواب به سئوال بالا هر چند غیر مرتبط با این بخش از وبلاگ است اما همه اردک ها زیبا هستند.

در عیادت پریروز و دیروز از آقای عرفانی اینگونه مشاهده می شود که فعلاً علیرغم همه افت و خیزها در شرایط بدنی ایشان، در وضع ظاهری تغییری جدی حاصل نشده است. با امید به دعای دوستان



   مهرداد ،   تهران88/08/05
خدایا
به حق خوبات آقای عرفانی رو شفا بده.



   دل آرام ،   .88/08/05
گاهي آدمهاي سالم در حسرت يك ديدار مي ميرن
حال آنكه وقتي در بيمارستان بيماريم پرستارها از تجمع آدمها در اطرافمون جلوگيري مي كنن!

به اميد شفاي تمام بيماران
بويژه عرفاني



   كوهكن ،   كرمانشاه88/08/06
سلام به تمام دوستان دهه 60الي 80!!

ما از حال "روز به روز " دوست خوبمون عرفاني عزيز از طريق نوشته هاي مهندس يزدان پناه مطلع ميشيم

ان شاء ا... بازهم مارو از احوال ايشون باخبر كنن
البته اين بار با خبر سلامتي كامل ايشون

با نهايت احترام
فرهاد



   یزدان پناه ،   تهران88/08/06
دیروز عصر در عیادت امیرحسین حال ایشان را با روزهای قبل چندان متفاوت ندیدم و ماتیتور تب را 28.1 نشان می داد که جندان علامت مناسبی نبود.
امروز هر چه تلاش کردم توفیق نصیب نشد تا در ساعت ملاقات بیمارستان باشم(3تا5) با اخوی آقای عرفانی و آقای اسلامی صحبت کردم که بنظر می رسد در وضعیت ایشان تقییرمحسوسی حاصل نشده اما امروز دیالیز هم شده است. دیگر به امید خدا و دعای دوستان



   يزدان پناه ،   تهران88/08/07
امروز جلوي درب آي -سي-يو آقاي دهاقين راديدم که از دبي آمده بود چندين خاطره از آقاي عرفاني را با هم مرور کرديم .خاطره اولين سفر به کيش که با آقاي عرفاني و آقاي اسلامي همراه بوديم را تعريف کردم که يکي از جالب ترين نکات آن اين بود که در فاصله بين چارک و کيش با لنج در هواي طوفاني که هيچ نشاني از مبدا و مقصد نمي ديديم ، من و آقاي اسلامي سخت دچار دلهره بوديم و امواج دريا خيسمان کرده بود و ناخدا را هم مبهوت و خيس مي ديديم در همین حال آقاي عرفاني در خوابي عميق فرو رفته بود- اين خاطره دریائی برای آقای دهاقین قابل درک بود زیرا دومین سفر به کیش آقای دهاقین همراهمان بود و آقایان بروجردی ،فومنی و مهندس لیاقت نیز همسفرمان بودند در این سفر همان ماجراهای سفراول دریائی برایمان اتفاق افتاد...
با آقای دهاقین باتفاق بر بالین عرفانی رفتیم حالش را مثل روزهای قبل یافتیم اما این بار با لمس کردن دستش و صدا کردنش که ما هستیم ...دهاقین ... یزدان پناه ...جواب بده ...پس از لحظاتی چشمانش را باز کرد که از این عمل سخت خوشحال شدیم .برای مسئول آی سی یو که بر سر تخت حاضر بود نیز این حرکت جالب بود و گفت این دومین بار است که چشم باز کرده است ولی این حرکت را واکنش مثبتی نمی دانست اما با تکرار دوباره صدا زدن مجدداً چشمان عرفانی باز شد ... این بار با امید بیشتر انجا را ترک کردیم... .با ز هم التماس دعا



   فاطمه ،   تهران88/08/08
ساعت 2:46 صبح

از امام رضا شيريني خواستيم.
به اميد شنيدن خبراي خوب از آقاي عرفاني



   مادر ،   از شهري دور88/08/09
طفلی غنوده در بر من بیمار
با گونه های سرخ تب آلوده
با گیسوان در هم آشفته
تا نیمه شب ز درد نیاسوده

هر دم میان پنجه ی من لرزد
انگشت های لاغر و تبدارش
من ناله می کنم که خداوندا
جانم بگیر و کم بده آزارش

گاهی میان وحشت تنهایی
پرسم ز خود که چیست سرانجامش
اشکم به روی گونه فرو غلتد
چون بشنوم ز ناله ی خود نامش

ای اختران که غرق تماشایید
این کودک منست که بیمارست
شب تا سحر نخفتم و می بینید
این دیده ی منست که بیدارست

یادم آید که بوسه طلب می کرد
با خنده های دلکش مستانه
یا می نشست با نِگهی بی تاب
در انتظار خوردن صبحانه

گاهی بگوش من رسد آوایش
« ماما » دلم ز فرط تعب سوزد
بینم درون بستر مغشوشی
طفلی میان آتش تب سوزد

شب خامش است و در بر من نالد
او خسته جان ز شدت بیماری
بر اضطراب و وحشت من خندد
تک ضربه های ساعت دیواری




   بي پناه ،   جميرا88/08/09
سلام ؛

ميگن اگه زير بارون دلت رو بشوري و بعدش دعا كني خدا حتما" دعات رو مستجاب ميكنه
تهران هم كه هوا بارونيه

نميخوايد بريد زير بارون؟؟ اون قدر كه بشه شفاي يك آدم خوب رو از خدا بخوايد؟؟







   محمد رضا حق گو ،   ابوظبي88/08/10
ديريست كه دلدار پيامي نفرستاد.....

درود بر يار ديرين جناب مهندس يزدان پناه

از خداوند منان خواستار سلامتي و بهبودي براي امير عرفاني عزيز هستيم

مردان بزرگ بايد بدانند نه متعلق به خود بلكه متعلق به يك ملتند و نسبت به حفظ سلامتي خود در برابر مردم مسئولند.




   یزدان پناه ،   تهران88/08/10
چند روز گذشته شرایط کلی آقای عرفانی بطور نسبی وضعیتی ثابت داشته و خوشبختانه تب هم نداشته . دیروز دقایقی به اطاق عمل منتقل شده تا مسیر ورودی هوا به ریه ها بجای دهان مستقیماً از طریق نای انجام شود ،این عمل به این دلیل بوده که از ورود آب از طریق دهان به ریه ها جلوگیری شود. امروز این امید وجود دارد که بعد از 18 روز در کما بودن واکنشهائی داشته باشد. هنوز هم التماس دعا



   شميراني ،   تهران88/08/10
ان شاء الله



   محسن هاشمی ،   کرج88/08/10
بنام خدای توانا
این دعا را برای شفای آقای عرفانی می‌خوانیم انشاالله خدای مهربون بواسطه وجود مقدس ائمه اطهارعلیهماالسلام سلامتی ایشان را باز گرداند.

در زبده الدعوات روایت شده که رسول خدا(ص) به خانه حضرت فاطمه آمد. امام حسن را سخت بیمار یافت و این منظره بر آن حضرت سخت گران آمد جبرئیل نازل شد و گفت:یا محمد تعلیم کنم تورا دعایی که با آن فرزندت از ناخوشی خلاصی یابد وبخواند:

الهم لا اله انت العلی العظیم ذوالسلطان ولی القدیم والمن العظیم والوجه الکریم لا اله الا انت العلی العظیم ولی الکلمات التامات و الدعوات المستجابات خل ما اصبح.

پس حضرت این دعا را خواند و دست خود را بر پیشانی امام حسن(ع) گذاشت و شفا یافت.




   ابوهاشم جعفري ،   سُرّ من رأى88/08/11

ابوهاشم جعفرى روايت مى كند : مردى از اهالى « سُرّ من رأى » دچار بيمارى خطرناك برص شد ، در نتيجه ، زندگى بر او ناگوار و تلخ گشت .

روزى نزد ابوعلى فهرى از وضع و حالش شكايت كرد ، ابوعلى گفت : اگر روزى ابوالحسن على بن محمّد بن رضا (عليهم السلام) گوشزد كنى و از او بخواهى برايت دعا كند ، اميدوارم بيماريت برطرف شود .

روزى به هنگام بازگشت بزرگوار از خانه متوكل ، سر راه حضرت نشست ، چون حضرت را ديد برخاست كه به حضرت نزديك شود تا دعا براى درمان خود را مسألت كند ، حضرت سه بار به او فرمود : كنار برو خدا تو را سلامتى بخشد و با دست مباركش به او اشاره كرد .

ابوعلى فهرى بيمار را ديد ; بيمار برخوردش را با حضرت گفت ; حضرت آن مرد را از خود دور كرد و او هم براى نزديك شدن به امام پا پيش نگذاشت .

ابوعلى گفت : آن انسان مهربان پيش از آنكه از او بخواهى برايت دعا كرد ، با خيال راحت برو ، بى ترديد به همين زودى سالم خواهى شد . بيمار به خانه باز گشت ، آن شب را به صبح رسانيد ، چون صبح شد چيزى از آثار آن بيمارى بر بدنش نديد .


خواستم بگم دعاكردن يه طرف قضيست طرف ديگه اينه كه چه كسي دعا كنه؟؟



   ليلا پهلوي ،   ...88/08/11

من كه فقط يه آدم خوب رو ميشناسم كه مي تونه دعا كنه

همه آدمها بد شدن

اون يه آدم خوب هم مي دونم كه خودش براي آقاي عرفاني دعا مي كنه

خوش به حال كسي كه اون يه ادم خوب براش دعا مي كنه

من حاضر بودم جاي اقاي عرفاني بودم و اون آدم خوب برام دعا مي كرد



   سحر ،   تهران88/08/11
به امید اون روزی که آقای عرفانی رو سالم و سلامت مثل روز اول ببینیم اون روز خیلی دور نیست . توکل به خداوند متعال



   نگار - عرفان ،   تهران88/08/12
سلام
بنـی آدم اعضـای یـکدیـگرنـد که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی به درد آورد عضوها دگـر عضـوها را نـماند قرار
به امید روزی که شاهد سلامتی کامل آقای عرفانی عزیز باشیم .



   یزدان پناه ،   تهران88/08/12
ستار(داوود) اخوی آقای عرفانی در همه این روزها با خوشبینی می گفت حال امیر خوبه ، اما الان که ساعت 12.45 ظهر سه شنبه است، برای اولین بار گفت حال امیر خوب نیست... خداوند شفایش دهد تا فرصتی دیگر بیابد!!! باز هم التماس دعا



   یزدان پناه ،   تهران88/08/13
دیروز عصر آقای عرفانی را عیادت کردم ... در حال او تغییر مثبتی نیافتم. خداوند خیرش را مقدر فرماید . التماس دعا



   شيرين ،   كرمانشاه88/08/13
ای وای بر اسیری

کز یاد رفته باشد

در دام مانده باشد

صیاد رفته باشد





آه از دمی که تنها

با داغ او چو لاله

درخون نشسته باشم

چون باد رفته باشد



امشب صدای تیشه

از بیستون نیامد

شاید به خواب شیرین

فرهاد رفته باشد



خونش به تیغ حسرت

یارب حلال بادا

صیدی که از کمندت

آزاد رفته باشد


از آه دردناکی

سازم خبر دلت را

وقتی که کوه صبرم

بر باد رفته باشد



رحم است بر اسیری

کز گرد دام زلفت

با صد امیدواری

ناشاد رفته باشد


شادم که از رقیبان

دامنکشان گذشتی

گو مشت خاک ما هم

بر باد رفته باشد



پرشور از حزین است

امروز کوه و صحرا

مجنون گذشته باشد

فرهاد رفته باشد






   احمد ،   تهران88/08/13
خدایا
مردی ( آقای عرفانی ) که با تمام وجود و با اخلاص در عمل سعی در حل مشکلات دیگران داشت را شفا عنایت فرما.
با توجه به اخبار رسیده در ساعت 2:35 مورخ 13/8/88 امروز آقای عرفانی تحت عمل جراحی قرارگرفت و به گفته دوستان عمل موفقیت آمیز بوده است .
انشاالله بهبودی کامل .



   شميراني ،   تهران88/08/13
ان شاءالله



   انسان خدايي روي زمين. ،   هنوز كسي از ته قلب دعا نكرده؟88/08/14
انسان به عنوان قدرتمندترين موجود در عالم هستي و كسي كه روح خدا در وجودش ساري و جاري است داراي نيروهاي بيكراني است...
انسان نه تنها ميتواند تمام بيماري هاي خود رابرطرف كند(حضرت علي:درمان دردها در وجود توست)بلكه ميتواند ديگران را هم شفا دهد(حضرت عيسي:شما ميتوانيد كارهاي بزرگتر از من انجام دهيد)
نكته اول:بايد بدانيم كه كل عالم هستي يكپارچه است و از وحدانيت برخوردار است.ماهيت همه چيز در اين عالم هستي از انرژي است ما در دنيايي از انرژي غوطه ور هستيم خود ما انسانها هم از انرژي هستيم
(به صورت متراكم تر).پس ماهيت همه چيز در اين دنيا يكي است(ماهيت ما انسانها با كوه دريا درختان ميز ماشين...يكي است)اگرچه ظاهرا با اشيا و موجودات ديگر جدا از هم به نظر ميرسيم ولي در واقع به هم پيوسته ايم
براي درك بهتر مطلب كاسه اي پر از آب را در نظر بگيريد آب درون ظرف به منزله كل عالم هستي است كه به هم پيوسته است...
نكته دوم:همان طور كه روح خدا در وجود ما جريان دارد(آيه قران)روح خدا به عنوان نيرويي بيكران در كل عالم هستي و در تمام ذرات اين عالم ساري و جاري است روح ما انسانها با اين نيروي بيكران(روح خدا.شعور كل.ضمير ناخوداگاه كل) در ارتباط است...
نكته سوم:عالم هستي از قوانين خاصي برخوردار است.قانون براي همه يكسان و دقيق است.قوانين عالم هستي تا وقتي كه ناشناخته اند بيرحم و پس از شناخته شدن بسيار مفيد و در خدمت بشريت هستند...
اين نيروي بيكران(روح خدا.شعور كل. ضمير ناخوداگاه كل)زماني به خدمت ما در مي ايد كه آن را باور.احساس و درك كنيم اين نيروي بيكران چه در جهت سازندگي و چه تخريب در خدمت ما انسانهاست...
نكته چهارم:براي اين نيروي بيكران وبينهايت قدرتمند زمان و مكان مفهومي ندارد.مثال:وقتي در مورد شخصي ارزوي موفقيت و دعاي خير(با اطمينان به اينكه دعايمان براورده ميشود)ميكنيم طبق قانون بلافاصله انرژي هاي مثبت به آن شخص ميرسد بدون اينكه ذره اي از آن انرژي كاسته شود و فاصله شخص با ما اصلا مهم نيست...



   وفا ،   تهران88/08/14
سلام به تمام دوستان با معرفتي كه توي اين دوره زمونه شايد تعدادشون از تعداد انگشتهاي دست و پا هم تجاوز نكنه!!!

من امروز ميرم به عيادت 2 نفر
هر دو نفر هم در بيمارستان پارسيان هستند

براتون خبراي خوب ميارم
قول ميدم.......



   vafa ،   teh88/08/14
saate 4:30 raftam ayadate erfani
khanomi ke balaye sare ishon bod goft be ghadri halesh bade ke be man ejaze dadan bemonam pishesh


oon yeki marize ma morkhas shod emroz
inshalla erfani ham khob beshe



   . ،   .88/08/14
انا لله و انا الیه الراجعون
با کمال تاسف مراسم تشییع و تدفین مرحوم عرفانی جمعه 15 آبان از منزل تا بهشت زهرا ساعت 9صبح



   . ،   .88/08/15
با عرض تسلیت به خانواده و دوستان ایشان
مراسم ختم 17 آبان مسجد امير خيابان امير آباد ساعت 15 الي 16:30
مراسم شب هفت 21 آبان مسجد نور (ميدان فاطمي) ساعت 15 الي 16:30



   وفا ،   تهران88/08/16
قول داده بودم خبر خوب براتون بيارم

شايد اون دقايق آخر عمرش كه من بالاي سرش بودم و روح اون در حال رهايي و ملاقات با معشوق بود خودش خبر خوبي باشه!!!!

اگر ايمان داشته باشيم و اگر باور داشته باشيم كه خداوند از هر كسي به بندگانش مهربانتر است اون وقت ديگه براي عرفاني ناراحت نخواهيم بود

براي روح او چه بخواهيم؟ وقتي او در كنار معبودش آرام گرفته است



   محسن هاشمی ،   کرج88/08/16
می‌آمد و خورشید ره ‌آوردش بود

عالم متحیر از عملکردش بود

طومار شب سیه بهم می‌پیچید

آن مرد که درد من و تو دردش بود


خداوند تبارک و تعالی مرحوم عرفانی را قرین رحمت خود قرار دهد و به همه بازماندگان ایشان صبر و شکیبایی مرحمت فرماید.انشاالله




   سید مقداد اسدی ،   تهران88/08/18
امیرحسین عرفانی رفت ، از تمام عزیزان بخاطر شرکت در مراسم ها تشکر میکنم



   طه ،   تهران88/08/18
تا کنون مردی با چنین تواضع، با فکری چنین خلاق، با اخلاقی چنین پسندیده و مهربان ندیده بودم.
دیدارش همیشه تصلی بخش خاطر انسان و شادی بخش درون و روشن کننده فکر بود....
خداوند او را غریق رحمت خویش فرماید.


بنده نیز از تمامی دوستانی که در روز گذشته و نیز در مراسم خاکسپاری حضور پیدا کردند کمال تشکر را دارم.
مراسم شب هفت 21 آبان مسجد نور (ميدان فاطمي) ساعت 15 الي 16:30

و دیگر با خاطره هایش هستیم...



   فاطمه ،   تهران88/08/18
همیشه تسلیت گفتن برام سخته. ولی آقای یزدان پناه واقعاً تسلیت میگم. خدا رحمتشون کنه.



   پرستو ،   تهران88/10/07
عرفاني كه رفت

عرفاني ها را دريابيد.





   جلال تقدیری آذر ،   تهران88/12/07
با عرض تسلیت به خانواده محترم ایشان وهمه دوستان و آشنایان
مرحوم عرفانی انسانی شریف و شخصیت به خصوصی بود٬ من سابقه همکاری با او را در شرکت خوراک (سابق) داشتم
خواستم خاطره ی جالبی راکه در زمان همکاری با آن مرحوم در سفر به بندرعباس اتفاق افتاده بود برایتان نقل کنم :

سال 1363 بود و من مسئول بخش ساختمانی بودم .
تقریبا بهمن ماه بود من یک دستگاه چیلر برای ساختمان جدید و انبار شکلات بندر عباس خریداری کرده بودم که قرار شد به اتفاق مرحوم عرفانی برای بازدید از شعبه و ضرورت نصب چیلر و بررسی وضعیت بازار محصولات به استان هرمزگان سفر کنیم.
به اتفاق ایشان به فرودگاه رفته و عازم بندرعباس شدیم ٬ پس از بازدید از شعبه به پیشنهاد آقای عرفانی قرار شد برای بررسی وضعیت محصولات مینو عازم جزیره قشم شویم .
من با این تلقی که با یکی از اعضاء هیئت مدیره به ماًموریت میروم و نیازی به پول زیادی ندارم با پول بسیار اندکی عازم سفر شده بودم .
بلاٴخره سوار لنج شدیم و من با پولی که داشتم کرایه لنج را پرداختم به این امید که او (مرحوم عرفانی) از حسابداری هزینه سفر گرفته ویا پول دارد ٬ طبق معمول به محض نشستن در اتومبیل یا هواپیما٬ لنج ویا هر وسیله نقلیه فوراً میخوابید و به خواب عمیق فرو میرفت .

در قشم کارمان را انجام دادیم ساعت حدود 2 بعد از ظهر بود از او پرسیدم نهار بخوریم ؟ پرسید پول داری؟ گفتم نه او گفت من هم ندارم گفت حتی کرایه لنج برای برگشتن هم نداریم ٬ میبایستی با آخرین لنج برمیگشتیم تا به هواپیما برسیم .
حالا مجسم کنید ٬نه پول برای پرداخت کرایه لنج و کرایه تاکسی تا فرودگاه داشتیم ونه برای غذا ؟!؟!
او بمن نگاه میکرد و من به او که یکمرتبه نگاهم متوجه چانه زدن یک چترباز با یک ارباب که عازم بندر عباس بود شد .
بلا فاصله چهار تا شلوار ازارباب گرفتم و دو تا از شلوار ها را به مرحوم عرفانی دادم و دوتا هم خودم برداشتم وقرار شد بابت حمل هر شلوار هزار تومان از ارباب بگیریم ٬
خیلی تعجب کرد ودر عین حال از این فکر من هم خیلی خوشش آمد و گفت تو هیچ جا وهیچوقت نمی مانی میتوانی راه حل های مناسبی برای مشکلات آنی پیداکنی. بلاخره سوار لنج شدیم
خلاصه با آن 4 هزار تومان که از راه تجارت مشروع که دولت٬ حمل دو شلوار جین توسط مسافران قشم به بندرعباس را مجاز کرده بود ٬ کرایه لنج ٬ کرایه تاکسی تا فرودگاه بندرعباس را پرداختیم و دو تا بیسکویت هم برای ته بندی مختصر خریدیم وپول مختصری هم باقی ماند و خدابیامرز به شوخی میگفت باقی مانده پول را باید نصف کنی چون در این تجارت شریکیم .............کلی خندیدیم.
در فرودگاه تهران منتظر ساکهایمان بودیم ٬ او به خانواده ای خیره شده بود که مرد چهره ای زشت و همسر وی زیبا و فرزندانی زیبا داشتند ٬ ناگهان از من سئوال کرد میدونی چرا بعضی از بچه ها خیلی خوشگلند؟
گفتم این بخاطر طبیعت مرد است٬ گفت نه ٬ مردان متمول که از نظر چهره غیر قابل تحمل هستند برای داشتن فرزندان زیبا بواسطه تمولشان همسران زیبا اختیار میکنند .
اینبار من از این توجه او شگفت زده شدم و متعجب ........... پس از باز گشت از سوئد 4 سال در قشم مشغول کار شدم ودر این مدت هرزمان سوار لنج میشدم آن خاطره چتر بازی ویا در فرودگاه آن توجه او به فرزندان زیبا برایم تداعی میشد.
روحش شاد باد






   کاوه ،   سلامی89/01/19
به حق پنج تن هر چه سریعتر از بستر بلا و بیماری با سلامت کامل برخیزند.

انشاالله



   محمدعلي جناح ،   قم89/02/21
بي خيال آقاي سلامي

متن رو اگر كامل بخونيد متوجه خواهيد شد كه ايشون به رحمت خدا رفتند



   مرضيه فدائي ،   تهران89/08/16
وناگهان چقدر زود دير مي شود.....................................................................



 
ثبت نظر
نام :  
شهر :  
ایمیل :    
   
کد امنیتی :
تایپ کد امنیتی :    
 
 
وبلاگ  |  زندگینامه  |  پیشینه کاری   |  پروژه کیش   |  دیدگاهها   |  فعالیتهای فرهنگی اجتماعی   وب سایت   لینک ها
© 2009 YazdanPanah.com       Hosted by CyberPersia.com